
درد یعنی همین اشک های یواشکی همین بغض ها همین خنده های دروغین همین لرزش دست ها همین که وقت ظرف شدن زجه بزنی و قابلمه را بکوبی ته کله پر از فکرت درد یعنی همین روزمرگی هایی که همه از کنارشان ساده می گذریم درد یعنی حال دنیا خرابه و تو به زور میخندی درد یعنی همه چیز ...................... ...
ادامه مطلب
پاييز می رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ های تازه مرا آشنا کندخش خش... صدای پای خزان است، يک نفردر را به روی حضرت پاييز وا کندعلیرضا بدیع ...
ادامه مطلب