درد
یعنی همین اشک های یواشکی
همین بغض ها
همین خنده های دروغین
همین لرزش دست ها
همین که وقت ظرف شدن زجه بزنی و قابلمه را بکوبی ته کله پر از فکرت
درد
یعنی همین روزمرگی هایی که همه از کنارشان ساده می گذریم
درد
یعنی حال دنیا خرابه و تو به زور میخندی
درد
یعنی همه چیز ......................
برچسب:
نویسنده: بهنام جلالی